![]() |
![]() |
|
| هستي من |
![]()
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 9:53 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 8:52 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 8:48 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
تو بامنی هرجابرم مهره تو بنده جونمه |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 8:8 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 7:58 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 7:57 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 7:51 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
تو نبودي و من با عشق نا آشنا بودمتو نبودي و در نهان جان دلم جايت خالي بودتو نبودي و باز به تو وفادار بودمتو نبودي و جز تو هيچ كس را به حريم قلبم راه ندادمو تو آمدي.از دوردستهااز سرزمين عشقتو مرا با عشق آشنا كرديبا تو تا عرش دوست داشتن سفر كردمتو مفهوم عاشق بودن را به من آموختی
با تو كامل شدمبا تو بزرگ شدم
با تو الفباي عشق را اموختمنداي قلب عاشقم را به گوش همه رساندم
به تو و كلبه عاشقمان باليدمتو نيمه گمشده ام شديحال كه اينچنين شيفته توام باش تا در كنارت آرامش بيابمحتي براي لحظه اي از من جدا نشوبدون تو دستم سرد استبدون تو آغوشم تهي و لبريز درد استبه حرمت عشقمانبه حرمت لحظات زيبايمانمرو كه بي تو من هيچمبمان با منبدان كه تا ابد نام تو بر قلبم حك شده
بدان كه عشقمان هميشه پاك خواهد ماند
به وفايم ايمان داشته باشتا به تو نشان دهم معني واقعي واژه عشق را |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 7:44 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
وقتي آموزگار گفت: عشق چند بخشه؟؟ دستم را بالا بردم و با خوشحالي داد زدم: يک بخش فقط يک بخش ....... ولي وقتي تو را شناختم فهميدم که عشق سه بخشه!! عطش ديدن تو شوق با تو بودن اندوه بي تو بودن |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 7:35 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
اگر می بینی شادم ، خندانم ، با وجود اینکه اینهمه غصه در دل دارد ، تنها به امید بودن تو است.... اگر می بینی آرامم ، بی تابم ، سر به زیر ، ساکت و گوشه گیر ، فقط به خاطر عشقی است که از سوی تو در دلم نشسته است.... اگر دیدی گریانم ، خسته ام ، شکسته ام ، پریشانم ، بدان که بدجور دلم هوای تو را کرده است و دلم دیگر طاقت دوری تو را ندارد ! اگر دیدی نیستم ، نه صدایی و نه خبری از من نیست بدان که از عشق تو مرده ام آری از عشق تو مرده ام عزیزم.... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 9:37 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم آذر 1385ساعت 8:19 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
عشق بيداد من باختن يعني لحظه عشق جان سرزمين يعني يعني زندگي پاک من عشق ليلي و قمار مجنون در عشق يعني ... شدن ساختن عشق دل يعني كلبه وامق و يعني عذرا عشق شدن من عشق فرداي يعني كودك مسجد يعني الاقصي عشق من
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم آذر 1385ساعت 8:0 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
آهاي عشق من اي يار |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 10:43 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 9:37 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
تو نبودي و من با عشق نا آشنا بودم تو نبودي و در نهان جان دلم جايت خالي بود تو نبودي و باز به تو وفادار بودم تو نبودي و جز تو هيچ كس را به حريم قلبم راه ندادم و تو آمدي.از دوردستها از سرزمين عشق تو مرا با عشق آشنا كردي با تو تا عرش دوست داشتن سفر كردم تو مفهوم عاشق بودن را به من آموختي با تو كامل شدم با تو بزرگ شدم با تو الفباي عشق را اموختم نداي قلب عاشقم را به گوش همه رساندم به تو و كلبه عاشقمان باليدم تو نيمه گمشده ام شدي حال كه اينچنين شيفته توام باش تا در كنارت آرامش بيابم حتي براي لحظه اي از من جدا نشو بدون تو دستم سرد است بدون تو آغوشم تهي و لبريز درد است به حرمت عشقمان به حرمت لحظات زيبايمان مرو كه بي تو من هيچم بمان با من بدان كه تا ابد نام تو بر قلبم حك شده بدان كه عشقمان هميشه پاك خواهد ماند به وفايم ايمان داشته باش تا به تو نشان دهم معني واقعي واژه عشق را |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 9:36 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 9:32 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
زندگی دفتری از خاطرهاست ... یک نفر در دل شب ، یک نفر در دل خاک ... یک نفر همدم خوشبختی هاست ، یک نفر همسفر سختی هاست ،چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد... ما همه همسفریم
|
|
RSS
|