![]() |
![]() |
|
| هستي من |
|
پروردگارا اگر چه توشه ام در مسیر رسیدن به تو اندک است اما به عنایت وتوکل به تو امیدوارم |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 2:38 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
samereh
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 2:43 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
مادر خوبم ؛
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 2:26 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
samereh
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 2:8 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
![]() ![]() ![]()
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 1:56 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 1:50 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
از همه رنگای دنیا رنگ چشمات بهترینه تو یه آسمونی هستی دلیل عشق همینه عزیزم روزت مبارک
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 1:46 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
یه کاری کردی تو به قلبم که بدونت حتی مردن سخته حتی بی تو خوندن لذت از زندگی بردن یه کاری کردی که از یاد نمی ری حتی یه لحظه درد عشقت کرده پیرم اما باور کن می ارزه دیدن تو گرچه از دور واسه من یه جور امیده یه چیزی مثل یه جادو که بهم بهانه می ده این مهمه که بدونی واسه من چقدر عزیزی من که جام عشق و دادم چه بنوشی چه بریزی پیش کشت همه نفسهام نازنین خوب همیشه نیمی از تنم شدی تو که ازم جدا نمی شه
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 1:45 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 1:39 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 1:28 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
واسه شکستن غرور من تو بدون که اولین بهانه ای توی این شب که تمومی نداره آخرین فرصت عاشقانه ای خط بکش روی همه ترانه هام این غرور سنگی و ازم بگیر بذار از تو به خودم پل بزنم بذار گم شم توی بهت این مسیر اگه با اشاره ی تو می شکنم تو بدون که عاشقم اما هنوز من همون کوه بلند سرکشم تو به من دروغ نگو اما بدون که وجود من یه دنیا خواهشه تو به من دروغ بگو اما نرو |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 0:42 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
عشق يعني تا ابد آبي شدن عشق يعني لحظه اي باراني و لحظه اي شفاف و مهتابي شدن عشق يعني لذت يك آرزو عشق يعني يك بلاي ماندگار عشق يعني هديه اي از آسمان عشق يعني يك صفاي سازگار عشق يعني با وجود زندگي دور از آداب مردم زيستن عشق يعني لحظه اي خنديدن و سال ها اشك ندامت ريختن عشق يعني زنگ تكرار نگاه عشق يعني لحظه اي زيبا شدن عشق يعني قطره بودن سوختن عشق يعني راهي دريا شدن هر چه هست اين عشق صد ها قلب صاف با حضورش آبي و بي كينه است عشق يعني سبز بودن تا ابد عشق رنگ نقره آينه است تو گل گلدان قلب من شدي عشق شد يك برگ از گلدان تو در بهار آرزوها مي دهد ميوه هاي عاطفه چشمان تو چشمهايم باز باراني شدند قلبم اما گشت درياي ز عشق دل گذشت از كوچه هاي خاطره روح شد مضمون و معنايي ز عشق بايد از آرامش دل ها گذشت شادمان چون لحظه ديدار شد بهترين تسكين دل اين جمله است بايد از پيوند تو سرشار شد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 0:34 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 1:53 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
دوستت دارم ، نه به خاطر شخصیت تو ، بلکه به خاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا می کنم. هیچ کس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمی شود. اگر کسی تو را آن طور که می خواهی دوست ندارد ، به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد. دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند . بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید . هرگز لبخند را ترک نکن ‚ حتی وقتی ناراحتی چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو شود. تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی ، ولی برای بعضی افراد تمام دنیا هستی. هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند ، نگذران . بشناسی و سپس شخص مناسب را ، به این ترتیب. وقتی او را یافتی بهتر می توانی شکرگزار باشی. همواره به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش که به کسی که تو را آزرده ، دوباره اعتماد نکنی. شناسی قبل از آنکه شخص دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تو را بشناسد . اتفاق می افتد که انتظارش را نداری . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 1:46 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 1:33 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
ز عشق روزگار من ،تو بهترین نشانه ای
تو باغ و گلشن منی ، تو بهترین بهانه ای تو عشق جاودان من ، تو ماه آشیان من تو ساز من ، تو سوز من ، تو بهترین یگانه ای کلام دل حلاوتی ، پیام دل بشارتی به هر کجا که بنگرم ، توبهترین جوانه ای
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 1:7 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
![]()
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 2:3 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
دوباره دل هوای با تو بودن کرده
نگو این دل دوری عشقتو باور کرده
دل من خسته از این دست به دعاها بردن
همه ی ارزو هام با رفتن تو مردن
حالا من یه ارزو دارم تو سینه
که دوباره چشم من تو رو ببینه
واسه پیدا کردنت تن به دل صحرا می دم
اخه تو رنگ چشات هیبت دنیا رو دیدم
تو ی هفت اسمون تو تک ستاره ی منی
به خدا ناز دو چشماتو به دنیا نمی دم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 1:53 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
در این روزهای خستگی آرامشم تویی ای فتنه ی همیشگی آسایشم تویی آن روزها صدای سکوتم نمی شدی حالا!جواب سردترین پرسشم تویی آری همواره حادثه تکرار می شود یعنی همیشه باعث فرسایشم تویی سجاده های شعر من ای قبله ی غزل احساس می کنم همه آرامشم تویی تنها دلیل بودن وپیدایشم تویی
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 1:47 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
زيباترين تصويري كه در زندگانيم ديدم*** **نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود ** **زيباترين سخني كه شنيدم سكوت دوست داشتني توبود** ** زيباترين احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود ** **زيباترين انتظار زندگيم حسرت ديدار توبود** **زيباترين لحظه زندگيم لحظه با تو بودن بود** ** زيباترين هديه عمرم محبت توبود ** **زيباترين تنهاييم گريه براي توبود ** **زيباترين اعترافم عشق توبود |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 1:26 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
خدایا تو را به خاطر سه چیز سپاس گزارم:
دادن هایت |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 1:19 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
زندگيم رنگ غروب داشت واسه من طلوع كشيدي من به انتها رسيدم تو واسم شروع كشيدي
دستامو گرفتي و من دوباره اميد و ديدم روي گل برگاي مريم نقش خوشبختي كشيدم
مي دونستم كه دوباره شبي تو مياي سراغم گر چه بعد تو خاموش شد شعله گرم چراغم
فاصله بين من و تو هفتا آسمون نگاه بود قلب من مثل هميشه بعد تو چه بي پناه بود
چمدون تنهايي مو پيش چشماي تو بستم شيشه عمر غرورو واسه گريه ها ت شكستم
حالا تو هستي كنارم با يه آسمون ستاره |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 0:6 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
زندگی دفتری از خاطرهاست ... یک نفر در دل شب ، یک نفر در دل خاک ... یک نفر همدم خوشبختی هاست ، یک نفر همسفر سختی هاست ،چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد... ما همه همسفریم
|
|
RSS
|