تبليغاتX
نازنين من
هستي من

تاسوعا وعاشورای حسینی برهمگان تسلیت باد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 9:28 بعد از ظهر  توسط محمد خادمي | 

السلام عليك يا ابا عبدالله و علي الارواح التي حلت بفنائك عليك مني سلام

 الله ابداً ما بقيت و بقي الليل و النهار و لاجعله الله اخر العهد مني لزيارتكم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 3:43 بعد از ظهر  توسط محمد خادمي | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 9:44 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 

تایادم میادقدیما،بایه عده ای دیوونه

دل به آقامون سپردیم،به حرم شدیم روونه

مست حسینم وخرابم و خداخودش اینومی دونه

برای دیدن آقام حسین،دلم همش داره بهونــه


آقام آقام ارباب من
آقام آقام ارباب من
آقام آقام ارباب من
آقام آقام ارباب من

تایادم میادقدیما،بایه عده ای دیوونه

دل به آقامون سپردیم،به حرم شدیم روونه

مست حسینم وخرابم و خداخودش اینومی دونه

برای دیدن آقام حسین،دلم همش داره بهونــه


آقام آقام ارباب من
آقام آقام ارباب من
آقام آقام ارباب من
آقام آقام ارباب من

آقاجون کرب وبلات،صحن وصرات کرده دیـوونم

ان شاءالله قسمت بشه،توحرمت روضه بخــــونم

کی میشه بوبکشم ازضریحت،بوی گل یــــاس

بعداون سینه زنان،گریه کنم تاکف العباس

مست بین الحـــرمینم،آره مجنــون حسیــنم

آره مست بین الحرمینم،دارم اعتراف میکنـم

همه عشقم،همه زندگیم حسینه،همه بندگیم حسینه

حسین زیبا،حسین انیس قبرمن،ای امیدزندگانی

الســـلام ای دل مــن،دلــبرخوشگــل مـن

مشکــلم دوری تـو،حل کن این مشکــل من

چشــامــون بارونیــه،دلامــون بهاریــه

برای دیدن تــو،بزم عشـــق وشوروســوز

دلامــون پرازغــمه،دنیــاپرزمــاتمـــه

بیاتــک سوارعشـــق ای نگارفــاطمـــه

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 9:9 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 
 

این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست

این چه شمعی است که جانها همه پروانه اوست

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 8:1 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 

زندگي قشنگه اگه با تو باشه ...

مرگ قشنگه اگه براي تو باشه...

دلتنگي قشنگه اگه به خاطر تو باشه ...

من قشنگم اگه با تو باشم اما

تو هرجور كه باشي قشنگي

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 11:56 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 

Raha

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 8:46 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 

 

تو چون یک واژه ای نیلوفری رنگ

میان دفتر دل ماندگاری

اگر شهر نگاهت فرصتی داشت

به یادم باش در هر روزگاری

 
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 8:39 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 8:20 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 
دل خسته تر از خستگی درد صداته    آهسته بيا عزيزم قلبم زير پاته

  اون عشق نابی که تو داری تو چشاته   آهسته بيا هستی قلبم زير پاته

  اون عشقو وفای تو اون مهرو صفای تو     نقش هر کتابه خود عين ثوابه

  اون رمز محبت که تو داری تو نگاته       لرزيدن قلب من از اون نازو اداته

  قلبم بده جامم افتاده و رامم             ارزان مفروشم من صاحب نامم

  دل خسته تر از خستگی درد صداته     آهسته بيا عزيزم قلبم زير پاته

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 8:7 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 10:32 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 

عشق يعني چون محمد پا به راه

عشق يعني همچو يوسف قعر چاه

عشق يعني بيستون کندن به دست

عشق  يعني  زاهد اما بُـت پرست

عشق يعني همچو من شيدا شدن

عشق  يعني  قطره و  دريا  شدن

عشق يعني يک شقايق غرق خون

عشق يعني درد و محنت در درون

عشق يعني يک  تبلور يک سرود

عشق يعني يک سلام و يک درود

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 10:7 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 
من كه عاشفتم من كه ذرات وجودم ترا صدا ميزنه،من كه با صحبت كردن با تو جاني تازه

تو كالبدم دميده ميشه،من كه و جودم بسته به توجه ونگاه توست،من كه ابراز احساس تو

برام بزرگترين آرزوي زندگيم شده،من كه از همه كس و همه چيز دل بريدم وبه عشق و

محبت تو دل بستم،وقتي كه اسم تو به ميان مياد هيجان و شوق سرا تا پام را فرا ميگيره

ووقتي ازت خبر ندارم همه وجودم پر از غم و اندوه ميشه،تو خوب ميدوني من عاشقانه

دوستت دارم.تو ميدوني قلبم لبريز از عشق و محبت توست.تو ميدوني سينه ام دشت

شقايق هاي عشق آتشين توست.ووجودم مالامال آرزوي با تو بودن است  من ناچارم كه با

افتخار منت تو را بكشم تا در كنارم باشي تا من از با تو بودن به آرامش برسم.ميدونم كه

اين را حمل بر خودخواهي من ميگذاري و از من گذشتي احساس نمي كني ولي اين را

بدون عزيزترين چيزي كه دارم و اونم قطره هاي اشكمه نثار قدم هات ميكنم.تادر كنار تو

باشم و با تو بهار زندگي را احساس كنم.عزيزم وجود تو براي من تنفس هواي تازه

است،صفاي با تو بودن را از من مگير.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 9:14 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 
 
 
دوستان لحظه های با خدا بودن زیباست
به وسعت هر چه زیباییست دوستش دارم
 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 8:57 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم دی 1386ساعت 7:35 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 

اگر مي داني در اين جهان كسي هست

كه با ديدنش رنگ رخسارت تغيير مي كند

وصداي قلبت آبرويت را به تاراج ميبرد ،

مهم نيست كه او مال تو باشد ،

مهم اين است كه فقط باشد :

زندگي كند ، لذّت ببرد

و نفس بكشد

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم دی 1386ساعت 7:33 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 

به چشمانم نگاهی کن

                 مرا در خويش معنا کن

                                  برای عشق ورزيدن

                                                مجالی خوش مهيا کن ...

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم دی 1386ساعت 7:29 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 


 

 

به دنبال کسي باش که تو را به خاطر زيبايي هاي
وجودت زيبا خطاب کند نه به خاطر جذابيتهاي ظاهريت
****************
Who calls you back when you hang up on him
کسي که دوباره با تو تماس بگيرد حتي وقتي تلفنهايش
را قطع مي کني
*****************
Who will stay awake just to watch your sleep
کسي که بيدار خواهد ماند تا سيماي تو را در
هنگام خواب نظاره کند
*************
Wait for the guy who kisses your forehead
در انتظار کسي باش که مايل باشد پيشاني تو
را ببوسد[حمايتگر تو باشد]
*****************
Who wants to show you off to world when
You are in your sweats
کسي که مايل باشد حتي در زماني که درساده ترين لباس
هستي تورا به دنيا نشان دهد
*****************
Who holds your hand in front of his friends
کسي که دست تو را در مقابل دوستانش در دست بگيرد
*****************
Wait for the one who is constantly reminding
You how much
He cares about you
And how lucky he is to have you
در انتظار کسي باش که بي وقفه
به ياد توبياورد که تا
چه اندازه برايش مهم هستي
و نگران توست و
چه قدر خوشبخت است که تو را در کنارش دارد
******************
Wait for the one who turns to his
Friends and
Says that's her
در انتظار کسي باش که زماني که تو را مي بيند به
دوستانش بگويد اون خودشه
{همان کسي که مي خواستم}

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم دی 1386ساعت 7:27 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 
ساحل دریای بودنم فقط تویی و بس

           فکر امروزم و فردایم فقط تویی و بس

گر خزانم در تمام و در نهادم

               در بهارم جویبارم فقط تویی و بس

نه دلی دارم نه عشقی و نه شوقی

            با تو شادم این دلیل بودنم تویی و بس

با تو مست  هر  نفس  در  این  جهانم
 
           خوشا جام جهان چون ساقیش تویی و بس

بی تو سردم  رو  به مرگم  روی  زردم

            خون رگها و نهادم عشق من تویی و بس

نی اسیر وزن و قالب نی اسیر گفتنم

                 گر اسیرم این اسارت از برای تو و بس

باز
اواره  دلش  غنچه  سرخی  برای تو

             پر بار کن این غنچه که یارش تویی و بس .


تا نفس در سینه باشد عشق تو ...

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم دی 1386ساعت 7:11 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 12:25 بعد از ظهر  توسط محمد خادمي | 

طالب دیگران باشیم نه طلبکار آنها.

بعضی خوب نمی بینند وبعضی خوب را نمی بینند.

عیب نگیر عبرت بگیر.

غبطه گذشته را می خوریم غصه آینده راداریم.

بدون توقع به دنیامی آئیم بدون توقف زندگی می کنیم بدون توفیق

زندگی را به مرگ می بازیم.

خطاکردن یک کارانسانی است اما تکرار آن یک کارحیوانی.

لحظات را طی کردیم تابه خوشبختی برسیم اماوقتی رسیدیم فهمیدیم

خوشبختی همان لحظات بود.

راز تو به منزله خون بدن توست آنها را فقط در رگهای خودت نگهدار.

صداقت بهترین سیاست است.

گریستم چون کفش نداشتم تا اینکه مردی را دیدم که پانداشت.

نقطه اوج هر فواره سرآغاز انحطاط آن نیزهست.

گفت:من را دوست داری یازندگی را.گفتم:زندگی را.قهرکردورفت.اوهرگز

نفهمیدکه همه زندگیم بود.

بادیگران امابرای خودت زندگی کن.

بخیل برای ثروت خودنگهبان است و برای وارث انباردار.

بخیل فقیر زندگی می کندتا ثروتمند بمیرد.

اگر برای 1 اشتباه 1000 دلیل بیاوری می شود 1001 اشتباه.

مردها همیشه می خواهند اولین عشق یک زن باشند زنهامی خواهند

 

آخرین افسانه یک مردباشند.

+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 12:21 بعد از ظهر  توسط محمد خادمي | 

نكات زندگي :

1- هرگز در خشم دست به عمل نزن .

2- به ديگران فرصتي دوباره بده اما نه سه باره .

3- چيزهاي كم اهميت رو تشخيص بده و آنها را ناديده بگير .

4- وضع و حالت خوبي داشته باش.هدفمند وبااعتمادبه نفس وارد اتاق شو .

5- مواظب سرعتت باش .

6- بگذار ديگران درچه موردايستادگي ميكني و در چه مورد ايستادگي نخواهي كرد .

7- حال و هواي بچگي رو رها نكن .

8- پيش از يافتن شغل تازه از شغلت استعفا نكن .

9- مردم را به قدر قلبشان اندازه بگير نه به قدر حساب بانكي شان .

10- مثل پر شورترين و مثبت ترين كسي شو كه ميشناسي .

11- عاشق پيشه باش .

12- بهترين دوست همسرت باش .

13- وقتت روتلف ماتم گرفتن براي اشتباهات گذشته نكن ازآن درس بگيرو بگذر.

14- به جز مواردي كه مربوط به مرگ و زندگي است همواره خود را رها كن و آسوده باش .

15- گوشت قرمز كم بخور .

16- به طرز ارضاء نشدني كنجكاو باش و از كلمه چرا زياد استفاده كن .

17- وقتي از تو تعريف ميكنند بك متشكر صميمانه بهترين پاسخ است .

18- به كسي غبطه نخور .

19- اجازه نده تلفن مزاحم لحظات همه بشود .

20- كاري را انتخاب كن كه با ارزشهاي تو هماهنگ باشد .

21- هرگز در هنگام گرسنگي به خريد مواد غذايي نرو چرا كه اضافه بر احتياج خريد خواهي كرد .

22- هر كاري از دستت بر ميآيد براي كارفرمايت انجام بده .

23- براي همه موجودات زنده احترام قائل باش .

24- بازنده خوبي باش .

25- از هر چه داري استفاده كن و نگذار در اثر بلا استفاده ماندن بپوسد .


+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 12:20 بعد از ظهر  توسط محمد خادمي | 

شاید فردا دیر باشد

..........!

باید اموخت که عشق دریچه ای است به سوی مهربانی.باید زیبایی را درک کرد.باید خدا را در میان یاسها دید.باید برای احساس از لطافت گفت.باید شاخه های سبز اطلسی را نوازش کرد.باید زیرباران صداقت مهربانی را درک کرد.باید برای هر قلبی جایی گذاشت.باید برای نیلوفرهای ابی تکه ای ازرنگین کمان کند.

 

بیایید در کنار یکدیگر بهاری سبز تابستانی پر امید خزان برگ ریز و زمستان مهربانی را تجربه کنیم.به ان سوی شهر برویم  تا وسعت مهربانی خورشید را درک کنیم.قلبهامان را به یکدیگر هدیه کنیم و تلاطم عشق را در این اقیانوسهای بیکران احساس کنیم.چرا هرگز غرور را نشکنیم؟ چرا موسیقی دوستی را با سر انگشتان احساس اشنا نکنیم؟ چرا هیچگاه صدای شکستن قلبها را نشنیدیم؟ چرا تمام پلهای مهربانی را زیر فشار کینه خراب کردیم و خنده ای از سر خشم بر سر ویرانه های خود پاشیدیم؟بیائید این بار در زلالی چشمانمان صدفهای مهربان را از دشت لاجوردی زنبقها هدیه بگیریم و امیدوار و صبور در کنار یکدیگر باغچه مهربان یاسمینها را ابیاری کنیم.بگذاریم خورشید نگاهمان از پس ابرهای بغض و کینه طلوع کند و اتش قلبمان را با باران چشمانمان خاموش کرده و زندگی را با تمام زیبائیشتجربه کنیم.

            

پس بیایید خدا را ببینیم

+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 11:35 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
زندگی دفتری از خاطرهاست ... یک نفر در دل شب ، یک نفر در دل خاک ... یک نفر همدم خوشبختی هاست ، یک نفر همسفر سختی هاست ،چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد... ما همه همسفریم

نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
آذر 1385
آبان 1385
پیوندها
يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
روياهاي من
عشق من تو هستي
عاشقانه ها
عاشقانه هاي من
توئي بهترين ترانه
پرنده عاشق
عزيز سفر كرده
رویای تو
آسمان تنهائی
شعر عاشقانه
رهگذر
احمد جعفری
فریاد صبر (صبرا نامی)
بندر عباس سیتی
بنگری
بی بلم
شبنم بهار
هرمزگانی
ساحل تنها
تنها غروب من
تنهای تنها
جوجه طلائی
زندگی زیباست
رنگین کمان شادی
داریوش 63
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

 

كد آهنگ

كد موسيقی

كدهای جاوا وبلاگ




م