![]() |
![]() |
|
| هستي من |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 8:0 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
کوچک که بودیم چه دلهای بزرگی داشتیم اکنون که بزرگ شدیم چه دلتنگیم کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش را از نگاهش می توان خواند اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم سکوت پر بهتر از فریاد تو خالیست
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 8:42 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 8:31 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
بيا با ديده ي خوشبيني به دنيا بنگريم
غصه را رها كنيم ، مژده ي شادي آوريم
بيا به قشنگيهاي زندگي نظر كنيم
روي بال آرزو به شهر عشق سفر كنيم
بيا از هرچي غمه فرار كنيم بيا پاييز دل رو بهار كنيم
لحظه هاي عمر ما زودگذره با يه چشم به هم زدن می گذره
بيا ما شكستو باور نكنيم
گلاي اميدو پرپر نكينم
بيا سرنوشت بسازيم واسه هم
نخوريم غصه براي بيش و كم
بيا از هرچي غمه فرار كنيم بيا پاييز دلو بهار كنيم
لحظه هاي عمر ما زودگذره با يه چشم به هم زدن مي گزره
پس چه خندون چه گريون ، داره مي گذره عمرا
خودت رو نرنجون ، به كامت باشه دنيا ...
دنيا وفا نداره ، چشمش حيا نداره
با همه ما رفيقه ما و شما نداره
اگه به روش بخندي به روي تو مي خنده
وگر نه تيره روزي چون و چرا نداره !
پس چه خندون چه گريون ، داره مي گذره عمرا
خودت رو نرنجون ، به كامت باشه دنيا ... |
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 8:6 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 9:14 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 9:12 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
روياي قصه هاي من با من بمون هميشه عزيزه لحظه هاي من بدونه تو نميشه اگه از من تو بپرسي هنوزم عاشقت هستم من تمومه زندگيم و به چشمهاي تو بستم |
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 9:39 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
توي روزگاري كه دل واسه ي شكستنه قيمت طلاي دل قد سنگ و آهنه بين اين همه قريبه يه نفر مثل تو ميشه آشنايي كه تو قلبم مي مونه واسه هميشه
با صبوري با من دل خسته سازش ميكنه
تو نباشي چه كسي من و نوازش ميكنه
تو نباشي نمي خوام لحظه اي رو سر بكنم نمي دونم بعد تو من چي رو باور بكنم نمي تونم نمي تونم كه تو رو رها كنم بعد تو من چه كسي رو عشق من صدا كنم **
تو نباشي چه كسي من و نوازش ميكنه با صبوري با من دل خسته سازش ميكنه |
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 9:38 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
تــو هـــواي پاك خونه دستاي تو سايه بونه توي قلب عاشق من عشق تــو قـد جنونه *** مادر اي معني ايثار تـو گــل باغ خدايي تــوي روزگار غــربت با غــم دل آشنايي *** مادر اون چشــاتــو قربــون هر چي عشقه تو چشاته مـــهر تـــو تمـــوم نميشه آخـــه چشــمـــه حيــاته! *** مي نويسم از سر خط مــادر اي معني بــودن مي نويسم تا هميشه تويــي لايــق ستـــودن *** |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 8:27 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
پرواز در هوای خيال تو ديدنی ست حرفی بزن که موج صدايت شنيدنی ست
شعر زلال جوشش احساس های من از موج دلنشين کلام تو چيدنی ست
يک قطره عشق کنج دلم را گرفته است اين قطره هم به شوق نگاهت چکيدنی ست |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 8:16 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
زندگی دفتری از خاطرهاست ... یک نفر در دل شب ، یک نفر در دل خاک ... یک نفر همدم خوشبختی هاست ، یک نفر همسفر سختی هاست ،چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد... ما همه همسفریم
|
|
RSS
|