تبليغاتX
نازنين من
هستي من

بهار نرم نرمک از راه مي رسد
بهار ميرسد و با دست مهربانش شكوفه هاي عشق را نوازش ميكند و چهره عبوس و سرد غنچه ها را ميشكفد
هزاران خوش الحان محبت  اواز دوستي سر ميدهندو شميم دلنواز صميمت را در سراسر دشت مي پراكنند
بهار از راه مي رسد و با اشك هايش زنگار بي وفايي و دلتنگي را از دلهاي پرستوهاي عاشق ميزدايد
پرستو ها هم با اين اميد آشيانه خود را دوباره ميسازند آشيانه اي كه اگر بهار نمي امد اميدي به ابادي اش نبود
پروانه هاي صفا گرداگرد گل هاي باغ می چرخند و و مژده سرسبزي را بريشان به ارمغان مياورند
اه اي درخت تناور جنگل هاي انبوه  امسال هم با تو بهار را تجربه ميكنيم
پيچك گفت  من به تو مديونم بدون تكيه به قامت استوار تو نميتوانستم به خورشيد وصال نزديك شوم اگر تو نبودي اگر پايداري تو نبود چگونه مرا ياراي دست يا فتن به اين سعادت بود؟
بهار   دلهاي خسته را به هم پيوند ميدهد و همه را اماده براي رسيدن به طلوعي ديگر
نسيم مهر وزيد  تا بتواند سهمي در تولد دوباره زمين داشته باشد نسيم مهر وزيد تا  پيغام هاي ناگفته دل مرا براي دلت باز گو كند
بهار امسال  رنگي ديگر دارد ميداني چرا؟امسال دلنوازترين بهار به پيشواز من مي آيد و من با تمام وجود دريافته ام كه بهار هايي كه گذشت هيچ بود وبي معنا
وبه خودمي بالم كه نسيم مهر شميم دل انگيز تو را با بهار به مهماني قلب كوچكم خواهد آورد

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 5:1 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 
مي توان در کوچه هاي زندگي
 
پاسخ لبخند را با ياس داد
 
مي توان جاي غروب عشق را
 
با طلوع ساده احساس داد
 
در نگاهت بوي باران مانده است
 
خاطرات سبز ياران مانده است
 
شاید درميان جنگل سبز دلت
 
رد پاي بي قراران مانده است
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 0:10 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 

يه زخم كهنه روي بالم

يه آسمون كه چشم به رام نيست

به غير واژه غريبي

چيزي توي ترانه هام نيست

حتي يه آينه پيش روم نيست

كه اسممو يادم بياره

تنها ترين مسافر شب

تو خلوتم پا نمي زاره

ازم نخواه باتو بمونم

تو هيچي از من نمي دوني

اگه بگم راز دلم رو

تو هم كنارم نمي موني

دل من از نژاد عشقه

از تو و از ترانه لبريز

يه دنيا غم توي صدامه

مثل سكوت تلخ پاييز

من يه پرنده غريبم

من از نژاد آسمونم

ميون اين همه ستاره

من يه شهاب بي نشونم

ازم نخواه با تو بمونم

تو هيچي از من نمي دوني

اگه بگم راز دلم رو

تو هم كنارم نمي موني

                                                        (زنده یاد ناصر عبداللهی)

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 5:23 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 5:14 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 
كسي در باد مي خواند

تو را تا اوج مي خواهم

براي ناز چشمانت

چه بي صبرانه مي مانم

د لم تنگ است و بي يادت

در اين غربت نمي مانم

تو هستي در وجود من

تو را هرگز نمي رانم
 
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 1:57 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 
...گل همیشه بهارم خیلی دوستت دارم ...

کسی از من سئوال می کند برای چه زنده ای ؟

من برای زندگی، تو را بهانه می کنم...

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 5:39 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 
در بهار زندگى نسيم ملايم و گرماى مطبوعش گرمى بخش وجودت مى شود٬ در تابستانش عرق ريزان و كلافه از گرماى طاقت فرسايش آرزو ميكنى كه به پاييز برسى٬ در برگ ريزان پاييز شاهد برگ ريزان شادابيهايت مى شوى و در يخبندان سرماى زمستانش در آرزوى گرماى مطبوع بهارش آه حسرت از سينه بيرون مى كشى
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 5:39 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 1:27 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 
 این منم دلواپس بود و نبود       از غم (ای کاش)ها چشمم کبود

 

 تا به کی از آرزوهامون جدا        با تو هستم با تو هستم ای خدا

 بقچه ی عشقم همیشه باز باز      جانمازم تشنه ی راز و نیاز

 

همزبونیها اگه شیرینتره       همدلی از همزبونی بهتره

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 9:3 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 8:46 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 

ز چشمت اگرچه دورم هنوز

 

پر از اوج و عشق و غرورم هنوز

 

اگر غصه بارید از ماه و سال

 

به یاد گذشته صبورم هنوز

 

شکستند اگر قاب یاد مرا

 

دل شیشه دارم بلورم هنوز

 

سفر چاره دردهایم نشد

 

پر از فکر راه عبورم هنوز

 

قبول است عمر خوشی ها کم است

 

ولی با توام پس صبورم هنوز

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 7:30 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 

 

آشنایی کوتاه مدت با آدم های مختلف می تونه کیفیت عشق را در انسان توسعه بده:

 

آدم های کند. صبوری را به ما می آموزند.

 

آدم های عصبانی . همواره آرامش را به ما می آموزند

.

آدم های متجاوز . احترام به خود را به ما می آموزند.

 

آدم هایی که احساساتشان را بروز نمی دهند . عشق بی قید و شرط را به ما می آموزد.

 

آدم های متقلب . درستی را به ما می آمو زند.

 

آدم های یک دنده . انعطاف پذیری را به ما می آموزند.

 

آدم های ترسو . شجاعت را به ما می آموزند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 7:14 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 0:51 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 0:51 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 
 
 
 
گل نیلوفر در مرداب می روید تا همه بدانند که در سختی ها باید زیبا
 
 
ترینها را بیافرینند ... !!!
 
 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 0:40 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
زندگی دفتری از خاطرهاست ... یک نفر در دل شب ، یک نفر در دل خاک ... یک نفر همدم خوشبختی هاست ، یک نفر همسفر سختی هاست ،چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد... ما همه همسفریم

نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
آذر 1385
آبان 1385
پیوندها
يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
روياهاي من
عشق من تو هستي
عاشقانه ها
عاشقانه هاي من
توئي بهترين ترانه
پرنده عاشق
عزيز سفر كرده
رویای تو
آسمان تنهائی
شعر عاشقانه
رهگذر
احمد جعفری
فریاد صبر (صبرا نامی)
بندر عباس سیتی
بنگری
بی بلم
شبنم بهار
هرمزگانی
ساحل تنها
تنها غروب من
تنهای تنها
جوجه طلائی
زندگی زیباست
رنگین کمان شادی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

 
("سلام عزیزم خیلی خوش آمدی")

كد آهنگ

كد موسيقی