تبليغاتX
نازنين من
هستي من
وقتی که دل آدمی نغمه ی شادی را از یاد میبرد و هر دم تنها ذوب شدنش را در دریایی از غم میبینی و

ناچار به سکوتی آن لحظه ای را به خاطر بیاور که دوستی در دور دست به یاد توست و برای شادمانیت

خدا خدا میکند....در اینصورت حتی اگر در مرداب بدبختی هم فرو رفته باشی باز هم احساس خوشبختی

خواهی کرد و بی مهابا خدا را به این علت شکر میگویی...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 10:15 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 

نیمه شب صورت خود رو به خدا خواهم کرد

از خدا خواهش دیدار تو را خواهم کرد

 تا که جان دارم و از سینه نفس می آید 

 به تو و مهر تو ای دوست وفا خواهم کرد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 10:24 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 
 

             ای دوست

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 9:57 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 

             یاران به خدا که بی وفایی نکنید              از عاشق دل خسته جدایی نکنید   

                        یا اینکه وفا کنید تا آخر عمر                  یا اینکه از اول آشنایی نکنید                      

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 9:54 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 8:2 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 

مانند شقایق زندگی کن کوتاه ولی زیبا

مانند پرستو پرواز کن طولانی ولی هدفمند

 مانند پروانه بمیر دردناک ولی عاشق

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 12:21 بعد از ظهر  توسط محمد خادمي | 

دلواپسي هامو بگير از من
غمهاتو اي آينه حاشا کن
قدري بخند و روشني ها رو
تو چشم خيس من تماشا کن

تو سالها همزاد من بودي
تصويري از ديروز و امروزم
همت کن و ياري کن. بگذار
تا مهربوني را بياموزم

آينه اي همسايه کاري کن
تا ساعتي پيش تو بنشينم
جز سايه سار مهربون تو
چيزي نه مي خوامو نه مي بينم
يک عمر دنبال چه مي گشتم
در سايه سار بي تماشايي
يک عمر گشتم تا که فهميدم
تو سايه بون خستگيهامي

دلواپسي هامو بگير از من
غمهاتو اي آينه حاشا کن
قدري بخند و روشني ها رو
تو چشم خيس من تماشا کن

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 11:58 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 

با آرزوی شادی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 11:9 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 

تن سر در گمی هامو تو آغوشت مداوا کن

من از دنيای ترديدم بيا با شک مدارا کن

ديگه دستای تنهايی تو قلبم خونه شو ساخته

ديگه سرخی حرفامون تو غربت رنگشو باخته

من از تخريب حس عشق من از زندونی تقدير

من از يک آه و صد حسرت همه رويای بی تعبير

تموم بی تو بودن رو ترانه جای تو کاشتم

ترانه رنگ غم داشت و تو رو تو واژه ها داشتم

نزن حرف نبودن رو که بودن وهم من باشه

نگو حرف از سفر رفتن که جاده سهم من باشه

ديگه دلواپسی هامو به حرفای تو ميبازم

يه دنيای بدون شک با دستای تو ميسازم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 11:5 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 
 

.

قانون نخست: تا ندونين چي مي‌خواين به هدف نمي‌رسين

قانون دوم: اين خود شما هستين که سرنوشت خودتونو رقم مي‌زنين

قانون سوم: هر که از کار خودش سودي مي‌بره

قانون چهارم: به جاي انکار واقعيت‌ها به اونها توجه کنين

قانون پنجم: يا موفق مي‌شين يا موفق نمي‌شين

قانون ششم: زندگي به عمل پاداش مي‌ده

قانون هفتم: حقيقتي در کار نيست؛ مهم استنباط شماست

قانون هشتم: مشکلات و گرفتاري‌هاي زندگي تموم شدني نيست

قانون نهم: ما به ديگران مي‌آموزيم که چگونه با‌هامون رفتار کنن

قانون دهم: بخشيدن نشونه‌ي قدرته»

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 12:50 بعد از ظهر  توسط محمد خادمي | 
اينجا كه دنيا اسمشه، غربت نشيني رسمشه. با ما كه دل پاكيده ايم گويي هميشه خصمشه دنيا به روز خودكشي ، يه روز پر از دلخوشي. اما براي ما فقط يه تابلوي نقاشيه. عشقهاي بي دست و پا يخ زده اند در دل ما. آي روزگار ما زنده ايم نفس نكش به جاي ما. آي آدما بسه ديگه اين برزخه يا زندگيو مونديم جدا از همديگه فقط به جرم سادگي
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 11:56 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 

گشاده دست باش ، جاري باش ، كمك كن ( مثل رود )

با شفقت و مهربان باش ( مثل خورشيد )

اگر كسي اشتباه كرد ، آن را بپوشان ( مثل شب )

وقتي عصباني شدي ، خاموش باش ( مثل مرگ )

متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل دريا )

اگر مي خواهي ديگران خوب باشند ، خودت خوب باش ( مثل آينه )

 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 9:48 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 
   زندگی یعنی؟

زندگی یعنی مسیری رو به آب
زندگی یعنی نه بیداری نه خواب

زندگی یعنی سرای امتحان
زندگی یعنی در ان عاشق بمان

زندگی یعنی کمی و کاستی
زندگی یعنی دروغ و راستی

زندگی یعنی صفا ، مهر و وفا
زندگی یعنی ستم ، جور و جفا

زندگی یعنی سفر ، راهی دراز
زندگی یعنی جهانی رمز دار

زندگی یعنی مهی در پشت ابر
زندگی یعنی بلا و درد و صبر

زندگی یعنی دو روزی میهمان
زندگی یعنی فریب میزبان ...
+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 9:29 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 
 

من هرگز تنها نبوده و نیستم

این باور امروزو فردای من است

کاش که دیروز هم می دانستم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:11 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 

خدایا:

 

نمی دانم در کدامین بیراهه زندگی دست تو را رها کردم

 اما این را خوب می فهمم

که اگرشکست های دیروزم را امروز فهمیدم

 برای این است که

 تو دست مرا دوباره گرفته ای.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:7 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 

حرفي بزن با من ، زيباي بي تكرار

 

من را ببر با خود ، تا لحظه ي ديدار

 

حرفي بزن با من ، اي بهترين آغاز

 

از انتهاي من ، تا اوج يك پرواز

 

من با تو رفتم تا ، آبي ترين آبي

 

از تو رسيدم من ، به شب آفتابي

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 2:6 بعد از ظهر  توسط محمد خادمي | 
آسمان وقف نگاهت گل من

                                    مانده ام چشم به راهت گل من

هر کجا هستی و باشی گویم   

                                     که خدا پشت و پناهت گل من  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 2:5 بعد از ظهر  توسط محمد خادمي | 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 8:3 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 8:0 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 10:56 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 

ز کسی که دوستش داری ساده دست نکش! شايد ديگه هيچ کس رو مثل اون دوست

نداشته باشی و از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن .چون شايد هيچ وقت ،هيچ

کس تو رو مثل اون دوست نداشته باشد

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 9:46 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 

کاش می شد هیچ کس تنها نبود..

. کاش می شد دیدنت رویا نبود...

گفته بودی با تو میمونم ولی رفتی و گفتی که اینجا جا نبود...

سالیان سال تنها مانده ام، شاید این رفتن سزای ما نبود...

من دعا کردم برای بازگشت، دستهای تو ولی بالا نبود...

بازهم گفتی که فردا میرسی ، کاش روز دیدنت فردا نبود

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 9:29 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 
چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند وتـــماشای تـــــو زیباست اگر بگذارند مــــن زاظهار نظرهای دلــــم فهمـــیدم عشق هم صاحب فتواست اگـر بگذارند دل سر گشته! من این همه بیهوده مگرد خانه دوست همین جاست اگر بگذارند سند عقل مشاء است همه می دانند عشق اما فقط از ما است اگر بگذارند غضب آلــــوده نگاهم نکنید ای مــــردم! دل من مال شماهاست اگر بگـــذارند
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 3:37 قبل از ظهر  توسط محمد خادمي | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
زندگی دفتری از خاطرهاست ... یک نفر در دل شب ، یک نفر در دل خاک ... یک نفر همدم خوشبختی هاست ، یک نفر همسفر سختی هاست ،چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد... ما همه همسفریم

نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
آذر 1385
آبان 1385
پیوندها
يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
روياهاي من
عشق من تو هستي
عاشقانه ها
عاشقانه هاي من
توئي بهترين ترانه
پرنده عاشق
عزيز سفر كرده
رویای تو
آسمان تنهائی
شعر عاشقانه
رهگذر
احمد جعفری
فریاد صبر (صبرا نامی)
بندر عباس سیتی
بنگری
بی بلم
شبنم بهار
هرمزگانی
ساحل تنها
تنها غروب من
تنهای تنها
جوجه طلائی
زندگی زیباست
رنگین کمان شادی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

 
("سلام عزیزم خیلی خوش آمدی")

كد آهنگ

كد موسيقی