![]() |
![]() |
|
| هستي من |
|
وقتی که دل آدمی نغمه ی شادی را از یاد میبرد و هر دم تنها ذوب شدنش را در دریایی از غم میبینی و
ناچار به سکوتی آن لحظه ای را به خاطر بیاور که دوستی در دور دست به یاد توست و برای شادمانیت خدا خدا میکند....در اینصورت حتی اگر در مرداب بدبختی هم فرو رفته باشی باز هم احساس خوشبختی خواهی کرد و بی مهابا خدا را به این علت شکر میگویی... |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 10:15 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
نیمه شب صورت خود رو به خدا خواهم کرد از خدا خواهش دیدار تو را خواهم کرد تا که جان دارم و از سینه نفس می آید به تو و مهر تو ای دوست وفا خواهم کرد
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 10:24 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
ای دوست |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 9:57 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
یاران به خدا که بی وفایی نکنید از عاشق دل خسته جدایی نکنید یا اینکه وفا کنید تا آخر عمر یا اینکه از اول آشنایی نکنید |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 9:54 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 8:2 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
مانند شقایق زندگی کن کوتاه ولی زیبا مانند پرستو پرواز کن طولانی ولی هدفمند مانند پروانه بمیر دردناک ولی عاشق
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 12:21 بعد از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
دلواپسي هامو بگير از من |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 11:58 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 11:9 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
تن سر در گمی هامو تو آغوشت مداوا کن من از دنيای ترديدم بيا با شک مدارا کن ديگه دستای تنهايی تو قلبم خونه شو ساخته ديگه سرخی حرفامون تو غربت رنگشو باخته من از تخريب حس عشق من از زندونی تقدير من از يک آه و صد حسرت همه رويای بی تعبير تموم بی تو بودن رو ترانه جای تو کاشتم ترانه رنگ غم داشت و تو رو تو واژه ها داشتم نزن حرف نبودن رو که بودن وهم من باشه نگو حرف از سفر رفتن که جاده سهم من باشه ديگه دلواپسی هامو به حرفای تو ميبازم يه دنيای بدون شک با دستای تو ميسازم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 11:5 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
.
قانون نخست: تا ندونين چي ميخواين به هدف نميرسين قانون دوم: اين خود شما هستين که سرنوشت خودتونو رقم ميزنين قانون سوم: هر که از کار خودش سودي ميبره قانون چهارم: به جاي انکار واقعيتها به اونها توجه کنين قانون پنجم: يا موفق ميشين يا موفق نميشين قانون ششم: زندگي به عمل پاداش ميده قانون هفتم: حقيقتي در کار نيست؛ مهم استنباط شماست قانون هشتم: مشکلات و گرفتاريهاي زندگي تموم شدني نيست قانون نهم: ما به ديگران ميآموزيم که چگونه باهامون رفتار کنن قانون دهم: بخشيدن نشونهي قدرته» |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 12:50 بعد از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
اينجا كه دنيا اسمشه، غربت نشيني رسمشه. با ما كه دل پاكيده ايم گويي هميشه خصمشه دنيا به روز خودكشي ، يه روز پر از دلخوشي. اما براي ما فقط يه تابلوي نقاشيه. عشقهاي بي دست و پا يخ زده اند در دل ما. آي روزگار ما زنده ايم نفس نكش به جاي ما. آي آدما بسه ديگه اين برزخه يا زندگيو مونديم جدا از همديگه فقط به جرم سادگي
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 11:56 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
![]() ![]() ![]() ![]()
گشاده دست باش ، جاري باش ، كمك كن ( مثل رود ) با شفقت و مهربان باش ( مثل خورشيد ) اگر كسي اشتباه كرد ، آن را بپوشان ( مثل شب ) وقتي عصباني شدي ، خاموش باش ( مثل مرگ ) متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل دريا ) اگر مي خواهي ديگران خوب باشند ، خودت خوب باش ( مثل آينه ) |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 9:48 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
زندگی یعنی؟
زندگی یعنی مسیری رو به آب زندگی یعنی نه بیداری نه خواب زندگی یعنی سرای امتحان زندگی یعنی در ان عاشق بمان زندگی یعنی کمی و کاستی زندگی یعنی دروغ و راستی زندگی یعنی صفا ، مهر و وفا زندگی یعنی ستم ، جور و جفا زندگی یعنی سفر ، راهی دراز زندگی یعنی جهانی رمز دار زندگی یعنی مهی در پشت ابر زندگی یعنی بلا و درد و صبر زندگی یعنی دو روزی میهمان زندگی یعنی فریب میزبان ... |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 9:29 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
من هرگز تنها نبوده و نیستم این باور امروزو فردای من است کاش که دیروز هم می دانستم. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:11 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
خدایا: نمی دانم در کدامین بیراهه زندگی دست تو را رها کردم اما این را خوب می فهمم که اگرشکست های دیروزم را امروز فهمیدم برای این است که تو دست مرا دوباره گرفته ای. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:7 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
حرفي بزن با من ، زيباي بي تكرار
من را ببر با خود ، تا لحظه ي ديدار
حرفي بزن با من ، اي بهترين آغاز
از انتهاي من ، تا اوج يك پرواز
من با تو رفتم تا ، آبي ترين آبي
از تو رسيدم من ، به شب آفتابي |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 2:6 بعد از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
آسمان وقف نگاهت گل من
مانده ام چشم به راهت گل من هر کجا هستی و باشی گویم که خدا پشت و پناهت گل من
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 2:5 بعد از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 8:3 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 8:0 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 10:56 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
ز کسی که دوستش داری ساده دست نکش! شايد ديگه هيچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشی و از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن .چون شايد هيچ وقت ،هيچ کس تو رو مثل اون دوست نداشته باشد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 9:46 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
کاش می شد هیچ کس تنها نبود.. . کاش می شد دیدنت رویا نبود... گفته بودی با تو میمونم ولی رفتی و گفتی که اینجا جا نبود... سالیان سال تنها مانده ام، شاید این رفتن سزای ما نبود... من دعا کردم برای بازگشت، دستهای تو ولی بالا نبود... بازهم گفتی که فردا میرسی ، کاش روز دیدنت فردا نبود |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 9:29 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند
وتـــماشای تـــــو زیباست اگر بگذارند
مــــن زاظهار نظرهای دلــــم فهمـــیدم
عشق هم صاحب فتواست اگـر بگذارند
دل سر گشته! من این همه بیهوده مگرد
خانه دوست همین جاست اگر بگذارند
سند عقل مشاء است همه می دانند
عشق اما فقط از ما است اگر بگذارند
غضب آلــــوده نگاهم نکنید ای مــــردم!
دل من مال شماهاست اگر بگـــذارند
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 3:37 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
زندگی دفتری از خاطرهاست ... یک نفر در دل شب ، یک نفر در دل خاک ... یک نفر همدم خوشبختی هاست ، یک نفر همسفر سختی هاست ،چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد... ما همه همسفریم
|
|
RSS
|