![]() |
![]() |
|
| هستي من |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 0:58 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 0:57 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 0:41 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
من به غير از تو نخواهم ،چه بداني، چه نداني از درت روي نتابم ،چه بخواني ،چه براني دل من ميل تو دارد، چه بجوئي، چه نجوئي من که بيمار تو هستم چه بپرسي ، چه نپرسي، جان به راه تو سپارم ،چه بداني، چه نداني مي تواني به همه عمر دلم را بفريبي ور بکوشي زدل من بگريزي نتواني دل من سوي تو آيد بزني يا بپذيري بوسه ات جان بفزايد بدهي يا بستاني جاني از بهر تو دارم ،چه بخواهي ،چه نخواهي شعرم آهنگ تو دارد ،چه بخواني ،چه نخواني |
|
+ نوشته شده در
جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 0:41 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
رودها آوازشان را از دست خواهند داد اگر، سنگها را از پیش راهشان برداریم. |
|
+ نوشته شده در
جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 0:25 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
بنویس مهلت موندن یه نفس بود سهم من از غم دنیا یه قفس بود بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستهات سرد سردم |
|
+ نوشته شده در
جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 0:21 قبل از ظهر توسط محمد خادمي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
زندگی دفتری از خاطرهاست ... یک نفر در دل شب ، یک نفر در دل خاک ... یک نفر همدم خوشبختی هاست ، یک نفر همسفر سختی هاست ،چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد... ما همه همسفریم
|
|
RSS
|